السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
283
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
بازگشت و به اورنگآباد آمد ، و ميان او و سيّد آزاد دوستى برقرار شد ، پس مانند دو فرقد بر آسمان اتّحاد بودند ، سپس با دو فرزندش مير نورالهدى و ميرنورالعلى به حرمين شريفين سفر كرد و به هند بازگشت . سپس با خانوادهاش به اورنگآباد آمد . كتابى در مسألهى وجود دارد كه آن را « مظهر النّور » ناميد و در آن مذهبهاى علما و مسلكهاى متكلّمين و حكما را بيان كرد كه گوشهاى از آن را سيّد آزاد در كتاب « السبحة » آورده است و با بيتهايى به عربى تاريخ او را به نظم آورده است . . . در سال 1193 در اورنگآباد درگذشت و درون شهر دفن شد . آزاد در تاريخ وفاتش گفت : « موت العلماء ثلمة » . 135 - روايت شهابالدّين عجيلى شهابالدّين احمدبنعبدالقادر عجيلى شافعى چنين گويد : و دعوة الحقّ و باب العلم * و أعلم الصحب بكلّ حُكم و دعوت حق و درِ دانش * و داناترين ياران به هر حُكمى امّسلمة گفت : شنيدم رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمود : « اى فاطمه ! آيا راضى نمىشوى كه تو را به ازدواج كسى درآوردم كه نخستين فرد امّتم به پذيرش در اسلام است و بيشترين دانش و بزرگترين بردبارى را دارد ؟ » و امّسلمة گفت : شنيدم رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمود : « على با قرآن و قرآن با على است ؛ از هم جدا نمىشوند تا بر حوض نزد من بازگردند . او دعوتكننده به حق است و او دعوت حق است . » و در كتاب « الجامع الكبير » آمده است : حكمت به ده بخش تقسيم شد ، نُه جزء آن به على عطا شد و به مردم يك جزء داده شد و على نسبت به آن جزء هم ، از همگان داناتر است . و ترمذى نقل مىكند كه حضرت صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من شهر دانشم و على در آن